با عرض سلام و خسته
نباشید خدمت شما همراهان عزیز
همونطور که همه شما
در جریان هستید 22 خرداد روز حماسه ی ملی ایران و ایرانیان بود!!! از ماهها قبل از
تاریخ انتخابات برنامه های گسترده ای برای به دست آوردن حداکثری آراء صورت گرفت تا
در روز 22 خرداد مردم ایران حماسه ای دیگر بیافرینند...!!! در همین بین شاهد
خبرهایی بودیم از اینکه احتمال کاندیدا شدن میرحسین موسوی وجود داره... خب این خبر
خوبی بود مخصوصا برای قشر جوان که میانه ی خوبی با دولت نداشتند... همه فکر می
کردند با روی کار آمدن آقای موسوی می تونند آزاد باشند و برای یکبار هم که شده طعم
واقعی آزادی را بچشند... به همین خاطر اکثریت گروه جوانها به سمت میرحسین موسوی
سوق داده شدند و غافل از اینکه تمام اینها بازی بیش نبود برای کشاندن حداکثر مردم
پای صندوق های رای... از همان اول مشخص بود که آقای موسوی مهره ای بیش نیست و مردم
ظاهر بین ما هم به دنبال آزادی و با اکتفا به این نظریه که با روی کار آمدن موسوی
همه چیز عوض میشه و ایران اسلامی تبدیل میشه به ایران دمکراتیک!! یکبار دیگه حضور
پیدا کردند تا بخت خود را بیازمایند، آری آزمودند ولی از این امتحان نمره ی قبولی
که نیاوردند هیچ یک چیزی هم بدهکار شدند و فقط یک حماسه ی ننگین دیگه از خودشون
برجای گذاشتند... نمی دونم با چه فکری توی این انتخابات شرکت کردند. سوالی که خیلی
ذهن من را این چند وقت و قبل از انتخابات به خودش مشغول کرده بود این بود که مردم
و این جوانها از میرحسین موسوی چه انتظاری دارند؟ آیا انتظار دارن با روی کار آمدن
موسوی روسری های خودشون را بردارند و آزادانه در جامعه حضور پیدا کنند؟ یعنی از
این واقعیت خبر نداشتند که حکومت یک حکومت اسلامی است و آقای میرحسین هر سمتی هم
که داشته باشه نمی تونه این کار را انجام بده؟ یا به این فکر بودن که با روی کار
آمدن آقای موسوی می تونند حکومت را عوض کنند و جمهوری دمکرات تشکیل بدهند؟! هر چند
که اگه قرار بود کسی را انتخاب کنم به قول یکی از دوستان از میان بد و بدتر بد را
انتخاب می کردم ولی همیشه این سوالات توی ذهنم بود که چرا؟! چرا ما باید اینقدر
ظاهربین باشیم و یکم به مسایل پشت پرده نگاه نکنیم؟ واقعا افسوس می خورم وقتی می
بینم با وجود این همه دیکتاتوری که بر ایران حاکم بوده و هست و در حال حاضر هم بیش
تر شده بازهم عده ای از مردم نفهمیدند که حکومت های دیکتاتوری بر مبنای نظر سران
اون کشور اداره میشه...متاسفانه بعد از این همه دوران دیکتاتوری که بر ایران و
ایرانیان گذشته هنوز هم ما نتونستیم بفهمیم که جریان چی هست و هنوز هم نتونستیم
جلوی ظلم و ستم و غارت و چپاول بیگانگان را بگیریم... جالبه در کشوری که هیچ کدوم
از سرانش همدیگر را قبول ندارند، و همش در حال درگیری و تنش و بد دهنی هستند و
منتظر این هستند که از دیگری یک چیزی پیدا کنند که شخصیتش را خورد کنند ما به
دنبال آزادی هستیم...!!! آزادی توی این جامعه معنی نداره عزیزان... آدمهایی که به
خودشون رحم نمی کنند چه انتظاری ازشون دارید که بیان برای من و شما کار کنند؟؟ نه
واقعا یکی بیاد جواب این سوال را به من بده!!! انتخابات و آقای میر حسین موسوی
بهانه ای بیش نبود، بهانه ای برای این که به اصطلاح به جهانیان ثابت کنند که در
ایران آزادی هست و مردم با رای خودشون مقامات را انتخاب می کنند. ولی آیا به نظر
شما واقعا این گونه هست؟ آیا در این انتخابات مردم خودشان رییس جمهور را انتخاب
کردند؟این آمار و ارقامی کذایی که داده شد دقیقا بیانگر سلطه ی دیکتاتورها بر
ایران بود و گرنه اگر آمار واقعی به اطلاع مردم می رسید که آبروی دولت بر باد می
رفت... اما چیزی که من هم اکنون دارم مشاهده می کنم ترس و وحشتی هست که به جان
سران حکومت افتاده، به نظرتون اگر این چنین نبود از روز 21 خرداد SMS را قطع می کردند؟ یا در روز 25 خرداد اقدام به قطع ارتباطات تلفن
همراه می کردند؟ یا اینکه شبکه ی اینترنت با افت شدید سرعت همراه می شد و دسترسی
به بسیاری از سایت ها از جمله سایت های ارایه دهنده ی پست الکترونیکی قطع میشد؟ یا
بر روی شبکه های ماهواره پارازیت می انداختند که مردم از اخبار واقعی اطلاعی
نداشته باشند؟! تمام اینها بیانگر این هست که اعتراض مردم یک تلنگری بعد از سال ها
به این حکومت زد... سرانی که فکر می کردند مردم و جوانها دیگر خاموش شده اند و
هرکاری و هر بلایی که به سرشون بیارن هیچ عکس العملی نشان نمی دهند اینبار فهمیدند
که اینگونه نیست... فهمیدند که همونطور که در زمان شاه جوانها انقلاب کردند هم
اکنون هم این امکان وجود داره وهمین دلیلی شد برای احتیاط کردن بیشتر از جانب آنها
و در این لحظه چیزی به ذهنم نمی رسه جز این تکه شعر:
تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمیشه
به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه
یادشون رفته که اون شاه، که به صد مهره نمی
باخت
تاج و از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت...
اینها چیزهایی بود
که چند پیش باید می گفتم ولی فرصتش پیش نیامده بود... به هر حال باز هم تشکر می
کنم از همراهیتون...

برای دیدن ادامه ی عکس های بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...
موفق و پیروز باشید
در پناه حق...
ادامه مطلب
تبلیغات 

