عاشقان داریوش ...

به نام عشق و آزادی، غم این خلق می خوردند، ولی با دست خود ما را، به قربانگاه می بردند ...

ما جمله اسیران من و مایی خویشیم...

سه شنبه 12 آذر 1387

نوع مطلب :اخبار مربوط به داریوش، 

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست، گر هم گله  ای هست دگر حوصله ای نیست ...

 

با سلام خدمت تمام شما دوستان عزیز و طرفداران واقعی حضرت داریوش

مدتی هست که شاهد تغییر ناگهانی عده ای از دوستان داریوشی صاحب وبلاگ هستیم ... اگر وبلاگ عزیزانی همچون امیرحسین و محمود عزیز را خونده باشید متوجه این تغییر میشید... امیدوارم که اول کار تعجب نکنید! اگر یک نگاهی به وبلاگ های عشق داریوشی در دو سه سال اخیر بندازید متوجه میشید که یک سری اختلاف هایی بین طرفدارها بوده ... جرقه ی این اختلاف از وبلاگ " داریشیسم " زده شده که به دست یک بسیجی دلاور نظام مقدس اسلامی هک شد! و این بسیجی سلحشور اومد و یک سری سوالات و نوشته هایی را برضد داریوش منتشر کرد ... سوالهایی که ارزش فکر کردن نداشت!! نمونه : " چرا داریوش در آلبوم سال 2000، دو هزار را به صورت عدد نوشت و به حروف ننوشت؟؟!! " این یک نمونه از این قبیل سوالها بود که اگه داریوش 2000 را به حروف هم می نوشت باز هم افرادی سودجو بودند که بگن چرا با حروف نوشته!!! بعد از وبلاگ داریوشیسم نوبت میرسید به وبلاگ آقا مسعود که این وبلاگ هم طی برنامه ریزی هایی که شده بود اومد و راه داریوشیسم را ادامه داد ... اگه در سوالات و نوشته های این وبلاگ هم دقت می کردید می دیدید که دقیقا سبک سوال ها به سبک و سیاق همون داریوشیسم هستش که در جای خودش سوال برانگیز هست...

پس از اینکه آقا مسعود چنین سوالهایی را مطرح کرد با سیل عظیمی از انتقادات روبرو شد، که در بین پاسخ دهندگان به سوال های "داریوش ماندگار" ( داریوش ماندگار همون وبلاگ مسعود هستش ) کسانی از جمله امیر حسین عزیز و محمود به چشم می خورد که هر دوی اینها در اون زمان از طرفداران تعصبی داریوش بودند... بعد از این اتفاق ها این مخالفان دست به دست هم دادن و کم کم وبلاگ های دیگری از جمله " داریوش پرست " به جمع اونها پیوست ... سوالهایی یکسان با هدف تخریب چهره ی اسطوره ی موسیقی ایران حضرت داریوش ...

و اما امروز... در عین ناباوری دوستان عزیزی ازجمله امیر حسین عزیز که من هزار بار به خودش هم گفتم خدا شاهده در بین طرفدارایی که من می شناختم بیشتر از همه قبولش داشتم در اخلاق و رفتار و کردارش ...

آقای امیر حسین، شما کسی بودید که به داریوش لقب پیغمبر 4 دهه را داده بودید و به حد پیغمبری قبولش داشتید، ولی آیا خودتون زیاده روی نکردید در نوع گفتار و بیانتون؟ شمایی که داریوش را به حد پیغمبری قبول داشتید اگه واقعا حرفتون راست بود الان چرا باید این سوال ها رو بپرسید؟ فکر نکنید منظور من اینه که نباید جواب این سوال ها رو بدونید! نه اصلا، این حق شماست ولی اینجوری که شما نوشتید و سوال هاتون را بیان کردید هر کسی که از داریوش چیزی ندونه فکر می کنه داریوش آیا چه جور آدمی بوده! داریوشی که هیچ کس نمی تونه به گرد پاشم برسه از همه لحاظ! این تعصب بیجا نیست واقعیتی هستش که به همه ثابت شده چه ما بخواهیم و چه نخواهیم... اگه نگاهی به زندگی یک فردی که معتاد بوده و الان ترک کرده بندازید، می بینید که بیشتر اونها دوست ندارن که گذشته هاشون را به یاد بیارن، این نه به این معنا که کاری کرده باشن در اون زمان که بخوان ازش چشم پوشی کنن،نه! فقط دوست ندارن یک سری از اون خاطرات تلخ و بیاد بیارن... خدایی تاحالا واسه شما پیش نیومده که بخواید یک سری از خاطراتتون و قسمتی از گذشتتون را فراموش کنید؟؟؟ این سوال شما باعث میشه ذهن مخاطب درگیره یک سری از مسایل حاشیه ای بشه ... از این سوال شما هرکسی در ذهن خودش یک سری برداشت هایی می کنه که درست نیست و این وسط به جای اینکه وضع آروم تر بشه، خرابتر از قبل میشه...

داریوش وظیفه نداره آهنگ هاش رو یکی یکی تفسیر کنه، شاعر اگه دوست داشت می تونه اشاره ی مختصری به شعر داشته باشه، داریوش اگه در جواب شما گفته هرکسی باید خودش مفهوم شعر را بفهمه به نظر من منظورش این بوده که هر کس که واقعا دوست داره مفهوم این شعرها را بدونه باید خودش بره تحقیق کنه وگرنه اگه معنی شعر را هر کسی می دونست اون تمایز و برتری که اهنگ های داریوش داشت از بین میرفت... به نظر شما اینجوری بهتر نیست که طرفدارواقعی بدونه شعر یاور همیشه مومن درمورد کوچه پس کوچه های اوین هستش و یک فرد عادی هم فکر کنه عاشقانست؟ اگه دقت کرده باشید یک خصوصیت بارزی که داریوش در انتخاب اشعارش داره و باعث برتری اون شده همینه... وگرنه چه فرقی بین یک آدم معمولی با طرفدارش وجود داشت؟ در مورد شعر یاور همیشه مومن هم نیازی نبود شما از استاد ایرج جنتی عطایی کمک بگیرید چون خوده داریوش در یکی از کنسرت هاش به این مطلب اشاره می کنه که این شعر در مورد اوین و کوچه پس کوچه های زندان اوین هستش...!

4. جواب این سوال را هم یکبار دادم...! یک سری از اتفاق هایی هستش که آدم از بیاد آوردنش متنفره ... شاید برای شما پیش نیومده باشه ولی برای من اومده... در این مورد می تونید از یک روانشناس کمک بگیرید چون من این سوال را که چرا بعضی افراد از گذشتشون چیزی نمی گن و تا صحبتش میشه آشفتگی را میشه توی چهرشون دید از یک روانشناس پرسیدم و البته مخاطبم هم افرادی بودن که با مواد مخدر دست و پنجه نرم کردن و دقیقا همون چیزی بود که خودم هم بارها گفته بودم و در بالا هم بهش اشاره کردم! ولی برای اینکه با دلیل کارم و کرده باشم ازچنین کسی کمک گرفتم... همونطوری که خودتون هم گفتید شهریار قنبری به طور کامل این جریان را برای امیر قاسمی توضیح داد که چه اتفاق هایی افتاده و جریان از چه قرار بوده! پس اینکه میگید داریوش میترسه یک سری حقایق رو بشه کاملا فرضیه ی اشتباهی هستش...! چون قبلا یک نفر این جریان را توضیح داده... چرای این سوال را هم که بهش اشاره کردم...

5.داریوش اگه واقعا وطن پرست نبود در اون زمانی که می دونست با خوندن همچین آهنگی ( بوی گندم ) چه مجازاتی را در پیش داره هیچ وقت قبول نمی کرد همچین آهنگی را بخونه... داریوش می تونست در اون زمان آهنگ رسول رستاخیز یا طلایه دار را در وصف شاه نخونه ولی شرایط اون زمان حکم می کرد که این کار رو انجام بده... داریوش یک خواننده ی مبارز بود، ساواک در اون زمان اگه می خواست می تونست خیلی راحت داریوش را اعدام کنه! ولی داریوش می خواست در آزادی وطنش و نشان دادن چهره ی ظالم و سشتمگر اون حکومت سهمی بهتر داشته باشه نه اینکه یک شعر اول و آخر کارش باشه! و نه اینکه بخاطر یک شعر بخواد همچین مجازاتی داشته باشه... همونطوری که شهریار قنبری در مصاحبه با بی بی سی میگه وقتی من این شعر را سرودم و آهنگ اون ساخته شد انتظار نداشتم که رژیم بیاد بهم پاداش بده و بهم گل تقدیم کنه، ولی انتظار این رو هم نداشتم که بخاطر این کار اینگونه با من رفتار بشه...! ولی مطمینا داریوش و حتی خود شهریار هم از عواقب این کار آگاه بودند...! اگه داریوش مجازات میشد نتونسته بود راهش را بدرستی ادامه بده و در همون اوایل کار که تازه به مخالفت با دولت برخواسته بود و بخاطر یک آهنگ که شرایط اون زمان را نشون میده براحتی سرش را به باد داده بود...! شما دارید مرحوم گلسرخی که یک فعال سیاسی بود را با داریوش که در اون زمان اوایل فعالیت های سیاسیش بود و تنها حرمش خوندن یک ترانه بود مقایسه می کنید؟  امیدوارم که تونسته باشم در این سوال مفهومم را رسونده باشم، اگه بازم قانع نشدید در این رابطه بگید من جوره دیگه توضیح میدم.

6.اول بذارید من این جریان را توضیح بدم که سوء تفاهمی پیش نیاد بین اون کسایی که از این ماجرا خبر ندارن. شهریار قنبری خودش میگه که وقتی من از زندان آزاد شدم چند روز بعدش از ساواک به من زنگ زدن و گفتن که اگه می خوای داریوش آزاد بشه باید یک شعر بگی تا داریوش بخونه که یک ترانه ی ملی باشه، قنبری می گه من یک شعر در وصف ایران سرودم که همون هیچ کجا وطن نبود هست که گوگوش اونو خونده ولی اونا قبول نکردن و گفتن باید یک شعر باشه در وصف نظام و دولت و در واقع شاهنشاه، بعد از اون زنگ می زنن به ایرج و به آقای عطایی هم میگن اگه می خوای دوستت آزاد شه باید همچین شعری بنویسی تا داریوش بخونه که آقای جنتی عطایی هم ترانه های رسول رستاخیز و طلایه دار را نوشت و داریوش هم اون را خوند و آزاد شد.

امیرحسین جان اگه به صحبتهای قنبری با دقت گوش کرده باشید می گه که در اون زمان یعنی همون یک هفته ای که آقای جنتی در زندان بودن کاملا روحیه ی خودشون را از دست داده بود بنابراین شاید اینجوری گفته که نظر طرفداراش را نسبت به خودش عوض نکنه! خدا می دونه والا! داریوش برای چی باید جواب همچین چیزی را بده وقتی حقیقت روشنه که اینگونه نبوده؟ کسی که دروغ میگه یعنی خودش یک مشکلی داشته چرا ربطش میدید به داریوش؟ البته اینجا هم به این مسئله اشاره کنم که من خداشاهده قصد جسارت به هیچ شاعر یا کسی را ندارم، ولی ما که طرفدار داریوش هستیم نباید بخاطر یک حرفی که فلان کس زده بیایم به خوانندمون توهین کنیم! ما در جایگاهی نیستیم که بخوایم شخصی مثل داریوش را محاکمه کنیم! شما اگه واقعا از این جریان ناراحت هستید و واقعا براتون اهانت به داریوش غیرقابل تحمل هستش چرا خودتون به صورت علنی دارید اهانت می کنید؟ اگه واقعا داریوش براتون مهم هست چرا اینجوری باید حرف بزنید؟!

دارید میگید 30 سال خوب جوونا به عشق داریوش معتاد شدن! من بارها گفتم اینکه یک نفر اراده نداره چه ربطی به داریوش داره؟ اون جوونها اگه اراده داشتن وقتی میدیدن خواننده ی مورد علاقشون معتاده چرا باید معتاد میشدن؟ اگه هم اراده نداشتن و نمی تونستن تحمل کنن و جنبه ی یک آهنگ رو نداشتن چرا باید داریوش گوش میدادن؟ داریوش و آهنگ هاش و می بوسیدن می زاشتن کنار گناه کارشون هم گردن کسی نمی نداختن!

گره افتاده در کارم، به خود کرده گرفتارم، به جز در خود فرو رفتن، چه راهی پیش رو دارم... ؟

و اما شما آقا محمود، یک نگاهی پست های یکی دو سال پیش خودتون بندازید! یادمه همش می گفتید که آرزومه یکبار داریوش و از نزدیک ببینم و به پاهاش بیفتم و نیم ساعت فقط پاهاش و ببوسم و ... براستی چرا باید یکدفعه همچین تحولی صورت بگیره؟ کی میگه آهنگ های قدیم داریوش سرتاسر ناامیدی هست؟ بله، اگه از یک دید بسته نگاه کنید دقیقا همینه که شما میگید، ولی اگه یکم با دید بازتری نگاه کنید می بینید که در پس ناامیدی هایی که داره برای یک طرفدار واقعی سرتاسر امید و نور هست...

اما هر روز خوشی تنگ غروبی هم داره، شبای سرد و سیاه صبح سپیدی هم داره...

 

من به این اتفاق هایی که داره در بین هوادارها می یفته مشکوکم! چون به همین راحتی نمیشه یک کسی مثل امیرحسین عزیز یا آقا محمود همچین حرفهایی بزنه ... شما اگه انتقادی داشتید نباید اینجوری بیان می کردید. در واقع شما الان دارید به جای اینکه مردم و با اسطوره ی موسیقی ایران که نظیر نداره آشنا کنید دارید اونها رو به سمتی دیگه می کشونید... جوونهای ما هم که ماشالله با یه حرف پیغمبرشون را هم زیر سوال می برن چه برسه به ... نمی دونم آیا واقعا اینها نظرات شما بود؟؟؟؟!!! شاید دیگه به نفعتون نیست بخواید از داریوش بنویسید؟؟!!

ما جمله  اسیران من و مایی خویشیم، اینجاست همان علت صد دستگی ما ...

مطمین باشید با این کارها نمی تونید ذره ای هم نظر مردم را نسبت به حضرت داریوش عوض کنید ...

الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آن کس که تو خواهی...

داریوش از چنین روزایی خبر داشت که آهنگ هایی از قبیل نازنین، نارفیق و ... را خوند :

 

ای نـــازنین، ای نــــازنین، در آیـنه مارا ببین

از شرم این صد چهرا ها در آینه افتاده چین ...

 

به هر حال این مشکلات باید حل بشه و تا هر کدوم از فرد فرد ما اول خودمون را اصلاح نکنیم این امر امکان پذیر نیست ...

چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران؟

خویش را اول مداوا کن کمال این است و بس ...

امیدوارم تونسته باشم به سوالهای شما پاسخ بدم هرچند مختصر ... به هر حال اون چیزی بود که در توانم بود ...خدا می دونه قصد توهین به هیچ شخص و فردی هم نداشتم اگر هم که حرفی زدم.

امیدوارم که همیشه موفق و پیروز باشید

در پناه حق ...


ارسال پست فردا ...!!!

چهارشنبه 29 آبان 1387

نوع مطلب :تبادل لینک با تاریکیها، 



پست آبان ماه فردا ارسال می شود ...


پوزش ... !

جمعه 26 مهر 1387

نوع مطلب :عمومی، اخبار مربوط به داریوش، دانلود آهنگ های داریوش، 

با سلام خدمت تمام شما بازدیدکنندگان عزیز و یاران همیشگی حضرت داریوش و با عرض پوزش از غیبت بیش از حدی که داشتم.

این چند وقت واقعا سرم شلوغ بود و به هرحال با شروع سال تحصیلی جدید هم گرفتاریهای من بیشتر شد و همه ی این مسایل دست به دست هم داد تا من نتونم بیام اینترنت و در بروز کردن وبلاگ وقفه ای نسبتا طولانی بوجود بیاد . ولی امروز که تصمیم گرفتم برای مهرماه یک پست بفرستم می خوام یک پست پر محتوا داشته باشم که قسمتی از کم کاری های منو لااقل جبران کنه و کمتر شرمنده ی شما دوستان عزیز بشم . در این پست ویژه قصد دارم چند عکس قدیمی و زیر خاکی بهمراه یک دکلمه برای شما دوستان بزارم که امیدوارم بتونه نظر شما عزیزان رو جلب کنه ...

توی این چند وقتی که نبودم با گسترش فعالیت خودم در زمینه ی آشنایی با اسطوره ی موسیقی ایران حضرت داریوش داشتم بیشتر از پیش با شخصیت و بزرگی حضرت آشنا شدم و فهمیدم واقعا داریوش چه مرد بزرگی هست با روح بزرگ ... داریوش فقط یک خواننده نیست که وقتی اسمش میاد همه اونو به عنوان یک خواننده بشناسن، داریوش اسطوره ای است در همه ی زمینه ها، چه اخلاق، چه عدالت، چه مرام و معرفت و چه موسیقی ... ! کسی که تمام زندگیش را وقف کمک به هم نوع خودش کرد در همه شرایط و زمینه ای و برای آزادی وطن خودش و مردمان این سرزمین رنج های زیادی کشید ... در واقع میشه گفت صدای داریوش ابزاری هست برای آگاه سازی مردم و کمک به هم نوع و انسان های رنج کشیده و ستم دیده مثل خودش ... داریوش از صدای خودش به بهترین شکل ممکن استفاده کرد، کاری که کمتر خواننده ای می کنه ... مطینا تا شما با شخصیت داریوش آشنا نشید نمی تونید درک کنید که من دارم چی می گم و شاید حرفهایی که می زنم به نظر شما مسخره بنظر بیاد. ولی واقعیت داره و واقعیت هم انکار ناپذیره ... در روزگاری که همه به فکر منافع شخصی خودشون هستن، همه بفکر خوندن کاری هستن که بتونن درآمد خودشون را افزایش بدن، همه دنبال ساختن کلیپ هایی هستن که بتونه بروز باشه و در واقع جوان پسند باشه همون طور که شاهد هستیم خواننده های هم سن با داریوش دارن از این روش ها استفاده می کنن ولی شاهد این هستیم که داریوش بروز کار می کنه ولی نه جوری که بخواد از هنرش سوء استفاده کنه و به شخصیتش آسیب برسونه و ... ( بهتره که بیخیال این مسئله بشیم فعلا !!! ) . اگه کلیپ های داریوش را دیده باشید پی می برید که من چی می گم حتی کلیپ هایی که 30 سال پیش پر شده ... !!!

من بارها گفتم بازم می گم بخدا درستش نیست با این شرایط و این شخصیتی که داریوش داره یک جوان ایرانی که هیچی ازش نمی دونه بیاد در موردش نظر بده ! من بارها دیدم که این اتفاق افتاده و یک نمونش هم همین چندروز پیش اتفاق افتاد که واقعا من بسیار ناراحت شدم و تاسف بسیار خوردم که در کشور ما الان بیشتر جوانها به سمت موسیقی غرب کشانده شدن و هیچی از موسیقی سرزمین خودشون و ستارگان این عرصه نمی دونن و متاسفانه اینقدر تمدن و موسیقی غربی در فکر و ذهنشون رخنه کرده که حاضر نیستن حقیقت رو باور کنن ... حقیقتی که تکرار اون یک فرضیه ی نشدنی است، حاضر نیستن باور کنن که کسی هست که بنظر من فقط 50 میلیون طرفدار در سرزمین خودش داره و داره با جون و دل برای آزادی و حمایت از حق اونها تلاش می کنه ... ولی افسوس که چشمها بسته و گوشها ناشنوا شده ...

درسته که هرکسی طرفداری همون کسی را می کنه که دوستش داره و از اون پیروی می کنه ... ولی اینکه یک نفر بیاد الکی یکی را بالا ببره یا از اون طرف یکی را پایین بکشه درست نیست ... هرچند که با حرف های پوچ و بیهوده یک نفر اسطوره نمیشه همچنین یک اسطوره هم با همچین حرفهایی کوچیک نمیشه ... ! مسلما در بین همه ی اشخاص خوب و برجسته یک نفر از بقیه بهتر و بی نظیر هستش و مطمئنا همه ی ما هم این رو قبول داریم ولی همونطور که گفتم هرکدام از ما فرد مورد علاقه ی خودمون را می گیم برتر هست در صورتی که در واقعیت اینجور نیست و واقعیت یک چیزه دیگر را می گه و جامعه ی ما باید قبول کنه که شخصیتی مثل داریوش و امثال آن تکرار نشدنی هستند و حقیقت غیرقابل انکار و پنهان کردن هستش ... بیایید با دید بازتری به این قضیه نگاه کنیم ...

در آخر هم به این موضوع اشاره کنم که همین وبلاگ چند وقت پیش هک و دیفیس شده بود و به مدت تقریبا یکی دو روز غیرقابل دسترس بود . ولی خداروشکر به اطلاعات و پست های من آسیبی وارد نشد و بلافاصله پس گرفته شد. این فقط اخطاری بود به کاربران میهن بلاگ که از باگها و حفره های امنیتی سرویس دهنده شان آگاه بشن . خدارو هم شکر می کنم که بازم مشکلی در اطلاعات بوجود نیومد .

با تشکر از اینکه تا اینجا ما را همراهی کردید .

عکس هایی هم که قول اونهارو داده بودم را می تونید در ادامه ی مطلب ببینید امیدوارم که مورد پسند واقع بشه ...

( برای دیدن عکس ها بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ... )

 

برای دانلود دکلمه اینجا کلیک کنید ...


ادامه مطلب

مرامنامه ی هواداران داریوش ...

سه شنبه 26 شهریور 1387

نوع مطلب :شعر»داستان»مقاله...، 

سند اخلاقی اعضای انجمن هواداران داریوش

 

انجمن هواداران داریوش، گروهیست مستقل، خود جوش و مردمی متشکل از دوستداران داریوش اقبالی هنرمند محبوب و فعال اجتماعی. گروه هواداران داریوش با در پیش گرفتن رویکردی واقع گرایانه برای ارتقاء سطح فرهنگ هواداری در بین دوستداران بیشمار داریوش عزیز شکل گرفته است.

 

ارتقاء سطح فرهنگ هواداری به معنای کاربردی تر شدن حضور هواداران در فعالیت های هنری - اجتماعی همسو با اهداف و افکار والای شخص داریوش نازنین ؛

 

ارتقاء فرهنگ هواداری با خارج کردن هواداران از قالب کلیشه ای مرسوم به وسیله ی یاد آوری مسئولیت خطیر هواداری ؛

 

مسئولیت هواداری به معنای آشنا شدن با وظایفیست که هرکدام از ما نسبت به هنرمند محبوبمان، جامعه، انجمن هواداران و نیز نسبت به خود برعهده داریم ؛

 

بر این اساس نکاتی چند تحت عنوان مرامنامه ی هواداران داریوش در ذیل این مقدمه بیان خواهد شد که در کنار دیگر اصول نانوشته ی انسانی و اخلاقی از جانب هواداران بیشمار داریوش نازنین مورد تائید قرار گرفته و بکار گرفته می شود .

 

مرامنامه ی انجمن هواداران داریوش

- ما برای وصل کردن آمدیم -

 

 ایجاد رابطه میان تمامی هواداران داریوش عزیز در سر تا سر کره ی خاکی و در پی آن شکل گیری دوستی و همدلی میان اعضای انجمن.

 

" دوستی کلید درهای بسته است و مرهم دل های شکسته "

 

  • احترام به عقاید دیگران در عین وجود تضاد در اندیشه و تفاوت در افکار و شخصیت یکدیگر.

 

  •  حفظ حرمت و پرهیز از بی احترامی به تمامی اشخاص به خصوص دیگر هنرمندان سرزمین عزیزمان و هوادارانشان.

 

" دل جایگاه مهر است، نه جای جوشش و کینه "

 

  •  پشتیبانی و حمایت مستمر از شخص داریوش عزیز در تمامی فعالیت های هنری، اجتماعی و انسانی ایشان.

 

  •  پرهیز از سطحی نگری و اقدامات متعصبانه و منسوخ شده در فعالیت های هواداران از جانب اعضای انجمن

 

  •  تمامی اعضاء صرف نظر از سابقه، سن و ... برای فعالیت و خدمت در انجمن از شرایطی یکسان و برابر برخوردار می باشند و هر کدام از ما تنها یکی از هواداران بیشمار داریوش عزیز هستیم که در سایه سار حضور حقیقی داریوش نازنین، به زیر سقف آسمانی این انجمن گرد هم آمده ایم.

 

  •  بیان آزادانه و صادقانه ی نظرات و انتقادات اصولی و به جا ضمن دوری جستن از دخالت و تصمیم گیری در رابطه با امور شخصی، رفتاری و فعالیت های هنری - اجتماعی داریوش عزیز.

 

  •  انجمن هواداران داریوش تحت مالکیت شخصی هیچ فردی قرار نداشته و فرد فردِ دوستداران داریوش عزیز مالک معنوی انجمن می باشند.

 

 


آدرس اینترنتی انجمن

http://launch.groups.yahoo.com/group/DariushFan

وبلاگ رسمی انجمن هواداران داریوش

www.DariushFan.TK


 

با تشکر

تیم مدیریت گروه هواداران داریوش


تولد سه سالگی تاریکیها ...

یکشنبه 13 مرداد 1387

نوع مطلب :شعر»داستان»مقاله...، 

با سلام خدمت تمام شما بازدیدکنندگان عزیز

امروز 13 مرداد هستش ... ! تولد 3 سالگی وبلاگ تاریکیها ... از این بابت خوشحالم که تونستم سه سال دوام بیارم، ولی از کم کاری هایی که تو این سه سال داشتم هم بسیار ناراحتم . می تونستم خیلی خیلی بهتر از این باشم و با تلاش و پیگیری های بیشتر شاید می تونستم جایگاه بیشتری در بین طرفدارها پیدا کنم. توی این سه سال با فراز و نشیب ها و مشکلات زیادی روبرو شدم، ولی هیچ وقت تصمیم نگرفتم دست از نوشتن بردارم و یا وبلاگم را تعطیل کنم ... همونطور که تعدادی از دوستان عزیز هم اطلاع دارند ( البته عزیزانی که از آغاز کار با من بودن که فکر نکنم تعدادشون زیاد باشه ) در اوایل در این وبلاگ همه جور مطلبی پست میشد، از جمله آموزش، دانلود موزیک و مطالبی دیگه، ولی الان در حدود یک سال و نیم هستش که فقط درباره داریوش عزیز می نویسم. من یه عذر خواهی به تمام داریوش دوستان عزیز بدهکارم اون هم واسه اینکه در اوایل از خواننده های دیگه هم آهنگ می ذاشتم و واقعا در شان یک وبلاگ عشق داریوشی نیست که مثلا آهنگ های خواننده های جدید دیگه را هم بزاره، ولی در پست قبلی هم بهش اشاره کردم که در اوایل موضوع اصلی این وبلاگ عاشقان داریوش نبود و یادداشت های علی عزیزی بود، به همین خاطر الان من یه عذر خواهی بدهکارم یکی واسه اینکه اوایل آلبوم های خواننده های دیگه هم می زاشتم و دوم اینکه نیومدم و یه وبلاگ جدید بسازم که فقط درباره داریوش باشه و ادامه ی همون مطالب از داریوش نوشتم ... ولی همون بهتر که یه وبلاگ جدید نساختم چون تقریبا وبلاگم در اون زمان شناخته شده بود و بازدیدکننده ی قابل قبولی داشت و اینجوری بهتر می تونستم از داریوش بنویسم ...

توی این سه سال یکی از اشتباههای که کردم این بود که خیلی خیلی کم از استاد عکس و آهنگ گذاشتم، اصلا شعر از حضرت تفسیر نمی کردم، خیلی کم در مورد شخصیتش می نوشتم (البته در چند پشت آخر شروع کردم که بیشتر بنویسم ...) و یکی دیگه اینکه بیشتر گوشه گیر بودم ... ! منظورم اینه که مثلا در وبلاگهای دیگه کمتر خودم و نشون می دادم، کمتر در بحثها و جنجلهایی که پیش می یومد شرکت می کردم و این یکی از نقاط ضعف من در طول این چند سال بود ... که امیدوارم در سال سوم تمام این مشکلات و بتونم برطرف کنم و شاهد یک وبلاگ جدید با ایده های جدید باشید.

این قول را هم به همه ی طرفدارای حضرت میدم که تا چند ماه آینده شروع کنم به قرار دادن ویدیو کلیپ های سلطان با کیفیت مناسب که البته برای آپلود یکم مشکل پیش میاد ولی بازم مشکلی نیست ... اینکه دنباله ی قرار دادن آلبوم های کامل داریوش را نگرفتم واسه این بود که یکی از دوستان عزیز گفت داریوش وبلاگهای عشق داریوشی را چک می کنم و واقعا هم زشته که یک وبلاگ داریوشی بیاد و آلبوم های داریوش را برای دانلود بزاره ... ولی آهنگ زیرخاکی براتون کم کم میزارم ... مطمین باشید در سال سوم شاهد یک وبلاگ فعال تر و بروزتر باشید ...

در اخر هم وبلاگ بوی گندم را معرفی می کنم که ماله یکی از دوستان عزیز هست، این وبلاگ هم با ایده های جدید و برای آشنایی هرچه بیشتر نسل جوان با ابر مرد موسیقی ایران حضرت داریوش افتتاح شده و امیدوارم که بتونه به اهداف خودش برسه، هرچند که راه سخت و دشواری را در پیش داره ولی با پیگیری دوستان مطمینا موفق میشه ... برای ورود به این وبلاگ اینجا کلیک کنید ...

در آخر هم چندتا عکس از سلطان واستون می زارم امیدوارم خوشتون بیاد ...

داریوش اقبالی

 

برای دیدن ادامه ی عکسها برروی ادامه مطلب کلیک کنید ...

                               تاریکیها تولدت مبارک ...


ادامه مطلب > R e a d M o r e

برای داریوش ...

یکشنبه 9 تیر 1387

نوع مطلب :اخبار مربوط به داریوش، 

به کدام مذهب هستید ؟ به کدام ملت هستید ؟ که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی ؟!

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام شما دوستان عزیز

واقعا ببخشید که من اینقدر دیر به دیر آپلود می کنم ولی راستش نمی تونم اون طوری که باید و شاید و درخور حضرت باشه واسش بنویسم ... ! هروقت که قلم به دستم می گیرم و شروع به نوشتن می خوام بکنم درباره ی حضرت ناخوداگاه رشته ی افکارم به هم میریزه، با خودم می گم آخه تو چی هستی که بخوای از عظمت و مرام همچین شخصی مطلب بنویسی ؟! بالاخره هرجوری که هست کلمات را با هم جمع می کنم و کنار هم می زارم تا شاید بتونم به اندازه ی یک سر سوزن درباره حضرت مطلب بنویسم، به اندازه ی یک سر سوزن بازدیدکنندگان و عاشقان سلطان را بیشتر با عقاید و نظراتش آشنا کنم ... امروز دلم گرفته بود واسه همین با اون یک مصرع شروع کردم نوشتن را ... جدی یکم فکر کنیم ببینیم به کدام مذهب هستیم ؟ داریم چیکار می کنیم با خودمون ؟ داریم آتیش می زنیم به ریشه و بنیاد خودمون ... بخدا خودم الان هرچی با خودم فکر می کنم من چرا نباید در خیلی چیزها مثل بقیه باشم به نتیجه ای نمی رسم ! بخدای علی اگه حضرت نبود معلوم نبود من چی میشدم ! حالا مخالف های داریوش واسه اینکه داریوش را بد جلوه بدن در انظار عمومی می گن داریوشی ها فلانن، داریوشی ها نمی دونم تمامشون معتادن و از این حرفهایی که پشت سر حضرت خیلی زیاد می زنن ... بخدا حاضرم قسم بخورم من تمام الگو و سرمشقم داریوش امروز بوده ! اگه کسی واقعا طرفدار داریوش باشه بایدم اینجوری باشه ... چند وقت پیش بین جمع چندتا از دوستان بودم واقعا ناراحت شدم که یکی که هیچی از داریوش نمی دونه میاد پشت سرش حرف می زنه ... آخه چرا ؟ بابا تورو خدا برید زندگی نامه و کارهایی را که داریوش کرد همون وقت که معتاد بود را بخونید ببینید چجور آدمی بوده ... برید ببینید اگه معتاد بود غیرت داشت، اگه معتاد بود عاشق بود نه هوسران، اگه معتاد بود مرد بود، اگه معتاد بو.د وطن پرست واقعی بود ... نارفیقی در حق کسی نکرد، همیشه طرفدار حق بود، همیشه از حقیقت می گفت ... همونطوری که حتی خودش تو یک مصاحبه با زبان خودش دراومد گفت من معتادم ! این یعنی چی ؟ نه خدایی خودتون حساب کنید، نمی تونست انکار کنه یه جوری سر و ته ماجرا رو ببنده ؟ بخدا اگه می خواست می تونست، ولی اینقدر مرد بود که حتی جایی هم که به ضررش بود حقیقت را گفت ! حالا واقعا درسته یکی که هیچی از داریوش نمی دونه بیاد پشت سر داریوش بد بگه ؟ بخدا قسم اونایی که اینکارارو می کنن ذره ای هم با شخصیت داریوش آشنایی ندارن ... مطمینا اگه یکم درباره ی حرفها و گفته های داریوش و در شعراش تفکر کنن می فهمن که حضرت چه روح بالایی داره و چه آدم بزرگیه ... یکی از دوستان بهم گفت چرا دیگه اینقدر بزرگش می کنی بهش می گی حضرت ؟ در جواب این سوال بهش گفتم چطور این همه حضرت ما تو این روزگار می بینیم ؟ به کسایی که لیاقتشو ندارن داریم می گیم حضرت ! اونوقت داریوش که خدایی لایق و شایسته ی همچین لقبی هست نگیم حضرت ؟ یکم به این مطلب توجه کنید ... اگه دروغ میگم بگید دروغ میگی ! کی میگه آهنگ های داریوش یا صدای داریوش آدم را معتاد می کنه ؟ کسی اگه اراده داشته باشه هیچ وقت در هیچ شرایطی با آهنگ یا صدای کسی معتاد نمیشه ... الان اگه واقعا طرف عشق داریوشی باشه به عشق داریوش میره ترک می کنه ! چرا خوده ما عشق داریوشی ها باید کارایی کنیم یا حرفایی بزنیم که نظر بقیه نسبت به ما عوض بشه ؟ چند وقت پیش بود یکی از بچه های یه کاری کرده بود بهش گفتم تو که اینکارو می کنی لااقل همه جا جار نزن ! درمیاد میگه عشق داریوشی باید اینجوری باشه ... ! خوب همین ماها هستیم که با کارامون نظر صدها نفر را عوض می کنیم ... بخدا داریوش از این کارا خوشش نمیاد چجوری باید بهتون بگه ؟

یکی از طرفدارای ابی هم چند وقت پیش به من گفت تو که عشق داریوشی هستی و اینقدر سنگ داریوشو به سینه می زنی چرا آدیت a_ebi2 هست ؟ امروز تصمیم گرفتم این مساله را برای همه روشن کنم که من تنها عشق داریوش هستم و بس ! این آیدی مال 4 سال پیشه و من اون موقع واقعا آشنایی زیادی با داریوش نداشتم ! کلمه ی ابی هم که در این آیدی به کار رفته منظورم اون ابی نبوده ! واقعا اتفاقی این آیدی ساخته شد ولی اینجا به همه ی دوستان میگم که هیچ ربطی به علاقه ی من نسبت به او نداره و اصلا ارتباطی نداره به ابی ! الان هم عوض کردنش واقعا سخته ...

یک دوست هم  گله مند شده از من که چرا وبلاگ شما که عشق داریوشی هست باید آهنگ های خواننده های دیگرو داخل اون بزارید ؟ واقعا این سوال خیلی خیلی خوبی بود و خودممم از این مساله ناراحتم .. راستش جریان از این قرار هست که این وبلاگ که تقریبا 3 سال هست راه اندازی شده در اوایل قرار بود موضوعش دانلود و روزنوشت های من ... عنوان اصلی این وبلاگ هم یادداشت های علی عزیزی بود، ولی بعد از یک مدت فعالیت تصمیم گرفتم فقط و فقط از داریوش بنویسم و بس ! برای همین هم بود که الان میبینید آهنگ های خواننده های دیگه هم در اون پیدا میشه، ولی قراره تا چند وقت دیگه یه فکری واسه بخش هایی که مربوط به خواننده های دیگه میشه بکنم که این وبلاگ فقط و فقط داریوشی باشه ...

بازم به عنوان آخرین توصیه ها به همه ی شما دوستان میگم که یکم بیشتر درباره ی داریوش تحقیق کنید، منظورم عاشقای واقعی داریوش نیست من کلا با همه ی مردم هستم چه ضد داریوش و چه عشق داریوش و چه اونایی که جزء هیچکدوم از این دو دسته نمیشن ... ! مطمین باشید ضرر نمی کنید و مطمینم که تحولی در زندگیتون ایجاد میشه که خودتون باور نمی کنید اگه مثل داریوش امروز باشید ... به یک مطلب دیگه هم اشاره کنم اینکه میگم داریوش امروز بعضی ها فکر نکنن که من میگم داریوش قبلا بد بوده ... چون بعضی ها واقعا به جمله جمله ی نوشته ها دقت می کنن و فقط منتظرن که یه همچین حرفی کسی بزنه تا بحث یک سالشون جور بشه ! مثل همون آقایی که گیر داده بود به اینکه چرا داریوش سال 2000 را با عدد نوشته و با حروف ننوشته ؟!!! واقعا مسخره نیست ؟ خدایی خنده داره، اگه با حروفم می نوشت شما میومدید می گفتید چرا با عدد ننوشته !!! داریوش از نظر من خیلی کمتر از همه ی ماها تو زندگیش خطا کرد و خیلی هم بهتر از من و خیلی های دیگه بوده حتی در اون اوج جوونیش ...

به هرحال شرمنده اگه سرتون را درد آوردم، امیدوارم با این گفته های من بعضی مسایل روشن شده باشه ...

بدون شرح :

گر در ره شهوت و هوا خواهی رفت کردم خبرت که بینوا خواهی رفت ...

به خدا دیوونتم داریوش

حضرت داریوش


یاور همیشه مومن تولدت مبارک ...

دوشنبه 20 خرداد 1387

نوع مطلب :تولد، 

با سلام خدمت تمام بازدیدکنندگان عزیز

امروز واسه ی من یه روز بزرگیه، روزی که یه نفر پاشو تو این دنیا گذاشت که زندگی منو عوض کرد، یه نفر که در کمترین زمان توی دلم جا باز کرد بدون هیچ دوز و کلکی ! یه نفر که زندگی منو از ساکتی و یه رنگی در آورد و دوباره به من نشاط و طراوت بخشید، حالا شده دار و ندارم . دلم پر می زنه واسه یه لحظه دیدنش، واسه گرفتن دستای گرمش، واسه شنیدن صدای مهربونش ... امروز یه حس تازه ای دارم، مثل اینکه تازه بدنیا اومدم ؟! خودمم نمی دونم فقط هرچی هست می دونم زندگیم زیر و رو شد ... یاده این تیکه شعر یاور همیشه مومن داریوش می یفتم : " مقصدت هرجا که باشه، هرجای دنیا که باشی، اون وره مرز شقایق، پشت لحظه ها که باشی، خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود، تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود ... " . امروز بال دراوردم، دارم پرواز می کنم . امروز به اوج اوج رسیدم . نمی دونم چی بگم ؟! نمی دونم چی بنویسم ؟! اصلا نمی دونم چیکار کنم ؟! فقط می دونم می تونم بهش بگم دوسِت دارم .

همینجا تولدت را بهت تبریک می گم امیدوارم که بتونم خوبیهاتو جبران کنم :X این کمترین کاری بود که می تونستم واست بکنم ...

 ستاره ی شبای مشرقی تولدت مبارک

در آخر هم شعر همیشه غایب داریوش را تقدیم می کنم به همه ی دوستداران حضرت :

 

یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم
یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
خالی سفرمونو پر از شقایق میکنه
واسه موجهای سیاه دستا رو قایق میکنه
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
همیشه غایب من زخمامو مرحم میذاره
همیشه غایب من گریه هامو دوست نداره
نکنه یه وقت نیاد صداش به دادم نرسه
آینه ها سیا بشه کور بشه چشم ستاره
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده